سلام. خوشین؟ ایشالا که خوش باشین همیشه.
ولنتاین رو از دست ندادین؟ گرچه به نظرم نفس عمل، قرطی بازیه، ولی چون وارد فرهنگ ما داره میشه و هنوز کسی براش جایگزین درست نکرده، پس فعلا می چسبیم بهش. (هرچند می گن خارجی ها ولنتاین رو از رو شب یلدای ما کپی کردن ولی چه فایده که دلمون رو به چیزهایی که یه زمانی داشتیم و حالا نداریم خوش کنیم؟!)
***
این هم حدیث قدسی این دفعه مون:
خداوند می فرماید:
ای آدمیزاد! سه چیز با سخاوت تمام به تو بخشیده ام: زشتی هایی از تو پوشانیده ام که اگر کسانت از آن ها خبر یابند جنازه ات را به خاک نمی سپارند، خودم به تو مال داده ام و خودم می خواهم که به من قرضش دهی [منظور قرض الحسنه است]، و پیش از مرگ به تو فرصت داده ام که ثلث مالت را برای آن دنیایت ذخیره کنی و این را هم نمی کنی [منظور وصیت نامه است که مسلمان می تونه قبل از مرگ برای یک سوم مالش وصیت کنه].
***
فهمیدین چرا روزنامه سیاست روز توقیف شد؟ طفلکی ها تو یه مقاله به جای «خلیفه دوم اموی» نوشتن «خلیفه دوم» فلان کار رو کرد. همین! حالا خود سنی ها می گن عیب نداره، مشکل چاپی بوده، ولی اینا می گن نه، بی خود مشکل چاپی بوده!
***
دهه اول محرم شبکه خراسان سریال شب دهم رو پخش کرد. کاری به این نداریم که چه سریال زیبا و استخون داری بود و دیگه به این زودی ها تکرار نمیشه، یه چیزی که خیلی برام جالب بود این بود که طراح گریم سریال باغ مظفر، گریم چهره و حتا لباس های فروغ رو از روی فخر الزمان این سریال کپی کرده بود! حتا اون دستمالی که می گرفت دستش. واقعا خسته نباشن!
***
حیف که جشنواره فیلم فجر امسال دیر به مشهد اومد و نشد که بریم. در مورد اخراجی های ده نمکی نظرتون چیه؟ کسی که تا چند سال پیش سر دسته ی کسانی بود که می زدن و خراب می کردن و می کشتن، حالا شده روشنفکر و منتقد دولت! دوربین گرفته دستش تا بوسیله هنر هفتم ابراز عقیده کنه! خیلی عجیبه برام…
این وبلاگ مسعود ده نمکی، این نامه ای به ایشون، این هم گزارشی از اختتامیه.
***
هر مشهدی در ماه محرم و صفر، یک وظیفه ی بسایر مهم و حیاتی به عهده داره. اون هم اینه که تا جایی که گنجایش داره و حتا بیشتر از ظرفیتش باید «شله مشهدی» بخوره! تازه، بعد از اینکه این دو ماه تموم شد، تمام اهل مشهد میگن: محرم تموم شد و ما یک شکم سیر شله نخوردیم! حتا اگه چند بار به خاطر زیاده روی در شله خوری، زیر سرم بیمارستان رفته باشه!
***
آلبوم جدید رضا صادقی رو از دست ندین. «وایسا دنیا». البته تلفظ اسمش برای مشهدی ها سخته چون به «وایسا» می گن «واستا»! با دو تا آهنگش خیلی حال کردم. یکی خود «وایسا دنیا» یکی هم «سلطان قلب». محشرن. خیلی از صدای غم انگیز و آهنگ و ترانه های با معنی این خواننده خوشم میاد…
***
راستی یک مسابقه بدون جایزه! برای اینکه حوصله تون سر نره این مسابقه رو درست کردم:
تو این صفحه که الان جلوی شما بازه، یک خروار لینک وجود داره، درسته؟ حالا، بین این یک خروار، دو تا لینک مخفی هم وجود داره. یکیش یک کم مخفیه و دیده میشه، ولی یکی دیگه کاملا مخفیه. حالا هرکی این دو تا رو پیدا کنه، که دومیش مهم تره و بهم بگه کجاست و چیه، هیچ جایزه ای گیرش نمیاد ولی معلوم میشه که باهوشه! برای اینکه تقلب نشه، جواب هاتون رو برام میل کنین، به اون آدرسی که اون بغله. اون طرف نه، اون طرف دیگه! آره همون!
***
دهه فجر مبارک بود؟ یادش به خیر بچه که بودم چقدر این ده روز و چند روز قبلش رو دوست داشتم. چون مدرسه ها تق و لق می شد و تلویزیون چاق و لاغر و زباله دان تاریخ نشون می داد! امسال هم تلویزیون خجالت مون داده و چند تا سریال نشون میده. من که هیچ کدوم رو نمی بینم ولی تا اونجایی که دیدم یه چیزی برام خیلی جالب بود. این که ساواکی ها که به قول بعضی ها مخوفترین سازمان جاسوسی دنیا رو داشتن، چرا تو این فیلم ها اینقدر خل و چل و مشنگ هستن؟ یعنی اینا با این مغزشون می تونستن یک مملکت رو اداره کنن؟!
مثل قضیه عراقی ها تو فیلم هاست که همه شون یا خلن یا عربی می رقصن و یا مثل گوسفند میان جلوی گلوله ی سربازهای ایرانی! اگه عراقی ها اینقدر خر بودن، پس چرا جنگ هشت سال طول کشید و این همه شهید دادیم؟!
نمی دونن که ضعیف نشون دادن دشمن، به خودمون ضربه می زنه، نه هب دشمن…
***
امسال صدا و سیما یه گوشه از در آرشیوش رو باز کرده بود و فیلم های مستند جدیدی از زمان انقلاب نشون داد. چیز جالبی که تو این فیلم ها به چشم میاد این بود که تمام کسانی که در تظاهرات شرکت می کردن، عامه مردم بودن. درست مثل کسانی که پارسال رای دادن و رییس جمهور انتخاب کردن. تظاهرات زمان انقلاب تنها جایی بود که روحانی ها (شیخ ها) در صحنه حضور داشتن. بعد از انقلاب خیلی آروم خودشون رو از خط مقدم و صف اول کشیدن کنار…! یه چیز خیلی جالب دیگه هم که امسال تو فیلم های جدید دیده شد این بود که عکس های دست مردم بیشتر آیت الله طالقانی و دکتر شریعتی بود. ولی تلویزیون تا امسال این صحنه ها رو نشون نمی داد. ضرغامی خیلی زیرکانه این کار رو کرد!
***
یه جایی خوندم که جریان اصلی مریضی و و فوت ناصر عبداللهی، به خاطر کتک هایی بوده که از اقوام زن دومش که یه دختر پولدار تهرانی بوده، بوده! وقتی رفته بندرعباس و زن دومش رو ول کرده، خانواده ی دختره هم رفتن و تا جایی که می شده اون مرحوم رو زدن. راست و دروغش گردن اونی که گفته. برای شادی روحش یه فاتحه بخونین.
***
حسنی رو دیدن که چه جوری کم مونده بود بره تو بغل آقای رفسنجانی؟! داشت له له می زد از اشتیاق دیدار! چقدر آدم باید ریاکار و نون به نرخ روز خور باشه!
***
من هم با حرف ورودی ۸۳ موافقم. ما بچسبیم به همین خلیج فارس و مواظب باشیم اسمش عوض نشه، عوض کردن نام دریای عمان پیشکش! مثل جریان خراب کردن مسجد الاقصی به دست اسراییلی هاست که تو ایران اینقدر سر و صدا راه انداختن. شما هوای مملکت خودتون رو داشته باشین، خدا خودش مواظب خونه اش هست. کی از کعبه در برابر سپاه ابرهه مراقبت کرد؟!
***
دو تا فیلم مشتی دیدم که کلی حال کردم. یکی Take the Lead با بازی «آنتونیو باندراس». یه فیلم خانوادگی در پیت ولی سرگرم کننده.
یکی هم کارتون «فصل شکار» Open Season با یک دوبله محشر! این کارتون رو توصیه می کنم حتما دوبله شده اش رو ببینین و کلی بخندین.
***
قضیه کلمه «قنبل» تو متن قبلی یک کمی فکر بعضی ها رو به خودش مشغول کرده! نمی دونم این کلمه مشهدیه یا بقیه هم می گن، به همون چیزهایی که تو عکس به وفور وجود داشت و رو به دوربین ژست گرفته بودن، می گن «قنبل» با تلفظ ghonbol!
***
پاسخ به نامه ها:
نوشا خانوم یه شعر گذاشتن تو وبلاگشون درباره واقعه عاشورا. خیلی قشنگه، حتما یه نگاه بندازین بهش.
مرضیه خانوم، من اسکنر ندارم. اگه یکی برام بفرستی تو اولین فرصت کارت عروسی مون رو اسکن می کنم و می ذارم تو اکسیر! در ضمن، تصمیم دارم که یه مسابقه بذارم و هرکی برنده شد، کتاب جایزه بگیره، خوبه؟ ولی معلوم نیست کی بتونم این کار رو بکنم.
آخ گفتی میثم جان! اینقدر از اون هایی که با زدن ساز مخالف می خوان خودشون رو نشون بدن بدم میاد… ولی از اونهایی که مثل «سیب زمینیِ چشم دار» نسبت به هرچی اطرافشون می گذره، بی احساس و بی مسئولیت هستن بیشتر بدم میاد!
آدم وقتی بهش فحش می دن، بر می گرده و جواب طرف رو می ده، چه برسه به «انتقاد دلسوزانه»! و اما آشنای عزیز که حدود صد خط کامنت نوشتی، جواب همه ی حرفهات حاضره. خواستم اینجا بنویسم دیدم خودش یک مطلب کامل میشه، اگه خواستی یه آدرس میل بده تا در اولین فرصت برات بفرستم.
***
عکس این دفعه هم به مناسب عزاداری این روزها تقدیم میشه. بلوتوث صلواتی! کاملا بدون شرح!
***
خوب، بسه دیگه. خوش باشین و مثل همیشه التماس دعا
سلام. خوشین؟ ایشالا که خوش باشین همیشه. ولنتاین رو…
19 پاسخ تاکنون »
RSS دیدگاهها · شناساگر دنبالک
Naficeh گفت,
فوریه 15, 2007 @ 8:56 ب.ظ.
salam, emaile SepandarMazgan o barat ferestadam, lotfan matlabet ro eslah kon, to ke inhame khanande dari say kon be nobe khodet jash bendazi.
merC va moafagh bashi.
Naficeh گفت,
فوریه 15, 2007 @ 9:07 ب.ظ.
rasti yechizi darbare poste ghabli, televiziune ma grundike chand sale darimesh, kontorolesh 1000 bar part shode vai aali kar mikone, man azash raziam, khoda azash razi bashe!.
پیوند گفت,
فوریه 15, 2007 @ 10:30 ب.ظ.
سلام.نمی خوام راجع به روز ولنتاین حرفی بزنم در حالی که29 بهمن روز اسفندار مذگان،روز عشق،در ایران باستان بوده و حالا دیگه کسی واش تره خورد نمی کنه.اووه شب دهم رو تهران محرم 2،3،4 سال پیش می ذاشت که.آلبوم جدید رضا صادقی واقعا قشنگه.من غیر از اینا که شما نوشتین آهنگ دومش رو هم دوست دارم.تورو خدا انقدر دست و دلباز نباشین در مورد جایزه دادن.باشه، حالا دیگه انقدر همه ی تهرانی ها بد شدن؟کی می شه این برنامه ی فوق العاده تموم شه؟راستی،قنبل رو منم شنیدم و فقط مشهدی ها نمی گن.ببخشید بلوتوث صلواتی یعنی چی؟
Iman گفت,
فوریه 15, 2007 @ 10:50 ب.ظ.
به جای روز ولن تاین خارجی ها چرا به یاد روز سپندارمذگان خودمون که از دوران ایران باستان هست استفاده نمی کنیم.روزی که عشق و زمین در کنار هم معنا پیدا می کنند و دقیقا مصادف با 29 بهمن ماه هست
ورودي 83 گفت,
فوریه 18, 2007 @ 9:43 ق.ظ.
سلام
لينك ميثم رو اشتباه دادين
عكس خيلي جالبه
حيف كه حوصله مو يه دامپزشك برده وگرنه خيلي چيزها براي نوشتن داشتم .
عشق مجازي گفت,
فوریه 18, 2007 @ 10:29 ق.ظ.
ديگه چيزي نمونده … همش چند روز ناقابل …. به ما بپيونديد تا حسرت از دست دادنش رو نخوريد
مهدی گفت,
فوریه 19, 2007 @ 7:26 ق.ظ.
تو از یه طرف میگی فرزاد حسنی مزرخرفه از یه طرف هم میشینی و دونه دونه برنامه هاشو با دقت تمام نگاه نی کنی.پارادوکس جالبیه
ورودي 83 گفت,
فوریه 19, 2007 @ 11:03 ق.ظ.
me again !
salam
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه سده پس از زادروز، که از بیست سده پیش از زادروز، روزی به نام روز عشق بوده است!
شنیدنی است بدانید که این روز در سالنمای کنونی ایرانی برابر است با 29 بهمن، یا تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز «سپندار مذگان» یا «اسفندار مذگان» نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز با نام «روز عشق» به این گونه بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز می شمردند و افزون بر اینکه ماه ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست «روز اهورا مزدا»، روز دوم، روز بهمن ( تندرستی، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت «بهترین راستی و پاکی» که باز ویژه خداوند است، روز چهارم شهریور «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که ویژه خداوند است و روز پنجم «سپندار مذ» بوده است. سپندار مذ فرنام ملی زمین است، یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. از این روی در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان می شد، جشنی برپا می داشتند به فراخور نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» فرنام می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین نام می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم می نشینند. در این روز زنان به شوهران خود با مهر ارمغان می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها ارمغان داده و از آنها فرمانبرداری می کردند. برخی نیز روز مادر و زن را به نشانه زایش و مهربانی زمین در این روز می دانند.
مردم ایران از آن میان مردم هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به فراخور های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند
ورودي 83 گفت,
فوریه 19, 2007 @ 11:21 ق.ظ.
اينو برام ايميل كرده بودن
.. بدبختانه هر چي بابا دوست داشته باشه ما هم همونو مي خونيم يعني آفتاب يزد!
عجب كشفهايي مي كني !
اخراجي ها انقدر سر وصدا كرده ما كه شهرستاني شديم و از قافله عقب جشنواره هم نمي تونيم بريم !
شله مشهدي با شله زرد چه رابطه اي داره ؟
بعضي وقتها آدم لازمه شكر كنه كه آذريه و از موسيقي تركي مي تونه سر در بياره
رضا صادقي هنوز خيلي كار داره تا… ولي سبك خودشو داره مشكي رنگ عشقشه و.. همين نه بيشتر جالبه !
من بچگيها جوگير مي شدم خونه و اتاقم پرچم نصب مي كردم !
تو گروه سرود حتما بودم و اي مجاهد اي مظهر شرف مي خونديم !
آي جووني كجايي كه يادت بخير
اين قضيه ساواكيها مثل آلمانيهاس تو فيلمهاي انگليسي جنگ جهاني كه همشون خل و چل بودن !
فك كنم اين عادت بشره كه بعد جنگ تو ادبياتش هر كاري مي كنه تا حريف رو كوچيكتر و زبونتر و گيج تر نشون بده و همين كار هم باعث ميشه كه ملت اگاه كه خيلي هم كمن به ريشش بخندن كه بابا اگه انقدر گيج بودن چه طوري اون همه بهت ضرر زدن !
در مورد مطلب صداو سيما خدا رو شكر كه براي پر كردن وقتمون تلويزيون نمي بينيم از خدمات بشقاب جادويي استفاده ي بهينه مي كنيم !
بابا هي از اين ناصر عبداللهي مرحوم ميگن .. ما اينجا يه اصطلاحي داريم ميگيم شيطان دست از سر اون خدابيامرز ورداشته تو هم ديگه كوتاه بيا ..
البته منظورم شما نبيدي منظورم اوناييه كه راه براه براش شايعه درست مي كنن كه ال شد و بل شد !
مرضیه گفت,
فوریه 22, 2007 @ 6:42 ق.ظ.
سلام عرض شد جناب
خوبین؟ خوشین؟ سلامیتن؟
اول این جکرو بخون : ترکه بعد از سي سال کچل بودن ميره مو ميکاره دو روز بعدش تو قرعه کشي بانک حج واجب برنده ميشه
مرضیه گفت,
فوریه 22, 2007 @ 6:47 ق.ظ.
دوست داری چه نوع کامنتی واست بذارم ؟؟؟؟
1- اطلاع رسایانه
>سلام دوست عزیز. بیایید در سایت ما ثبت نام کنید. به عنوان سود هر ماه شش میلیون تومان به حساب شما واریز می شود. بهتر از ما گیرتان نمی آید. از ما گفتن. بعدا دبه نکنید.
> با امضای طوماری علیه جمعیت غیر ضد فمنیست اعتراض خود را نشان دهیم. 18 آبان روز جهانی مقابله با هویج!
مرضیه گفت,
فوریه 22, 2007 @ 6:49 ق.ظ.
- غریبههای بامحبتانه
> چه وبلاگ نازی داری. من همین الان همه آرشیوت رو خوندم. خیلی قشنگه. به من هم سر بزن.
> میخوام از نظراتت استفاده کنم. بنابراین گورت رو گم میکنی میای تو وبلاگم! شیر فهم شد؟! (نوعی شوخی شیطون بلایانه!)
حال به هم زنانه
> مطالب مندرج در وبلاگ شما بسیار مفید هستند. به من هم سر بزنید. (وایسا الان اومدم. یک سری بهت بزنم با کل هیکلت شیش متر پرت شی اونور)
> بیا ! (این کامنت گذار ایجاز را به کمال رسانیده. با یک کلمه آدم را تحت تفسیر واقع میکند. بیا !!! کجا بیام؟؟؟ زشته روز روشن! مردم چی میگن؟!)
مرضیه گفت,
فوریه 22, 2007 @ 6:53 ق.ظ.
می گما
تو چرا اسکنر نداری هان؟
میلم بهت رسید یانه؟ انقدرم تن این عبدالهی بدختو تو گور نلرزون ! بابا جون مرحوم شد رفت دیگه!!!!! لااله الا ….
آشنا گفت,
فوریه 23, 2007 @ 9:42 ق.ظ.
اکسیر : سلام. خوشین؟ ایشالا که خوش باشین همیشه.
ولنتاین رو از دست ندادین؟ گرچه به نظرم نفس عمل، قرطی بازیه، ولی چون وارد فرهنگ ما داره میشه و هنوز کسی براش جایگزین درست نکرده، پس فعلا می چسبیم بهش. (هرچند می گن خارجی ها ولنتاین رو از رو شب یلدای ما کپی کردن ولی چه فایده که دلمون رو به چیزهایی که یه
زمانی داشتیم و حالا نداریم خوش کنیم؟!)
.
من : علیک سلام . آره خوشیم . انشاا… که شما هم بعضی وقتها خوش باشین .
ولنتاین رو از دست دادیم . حالا چیکار کنیم . تا سال دیگه صبر کنیم ؟؟؟
.
اکسیر : هر مشهدی در ماه محرم و صفر، یک وظیفه ی بسایر مهم و حیاتی به عهده داره. اون هم اینه که تا جایی که گنجایش داره و حتا بیشتر از ظرفیتش باید «شله مشهدی» بخوره! تازه، بعد از اینکه این دو ماه تموم شد، تمام اهل مشهد میگن: محرم تموم شد و ما یک شکم سیر شله نخوردیم! حتا اگه چند بار به خاطر زیاده روی در شله خوری، زیر سرم بیمارستان رفته باشه!
.
من : شله مشهدی احتمالا باید همون شله زرد باشه . ولی اینکه چرا اسمش رو عوض کردید رو نمیدونم . اینم شده مثل جریان خلیج فارس ؟! اگه واقعا اینجور باشه ما هم مقابله به مثل میکنیم و بهش میگیم شله تهرانی . البته شاید هم اصلا ربطی به شله زرد نداشته باشه و نتیجه گیریهای من کلا اشتباه باشه .
.
اکسیر : دهه فجر مبارک بود؟ یادش به خیر بچه که بودم چقدر این ده روز و چند روز قبلش رو دوست داشتم. چون مدرسه ها تق و لق می شد و تلویزیون چاق و لاغر و زباله دان تاریخ نشون می داد! امسال هم تلویزیون خجالت مون داده و چند تا سریال نشون میده. من که هیچ کدوم رو نمی بینم ولی تا اونجایی که دیدم یه چیزی برام خیلی جالب بود. این که ساواکی ها که به قول بعضی ها مخوفترین سازمان جاسوسی دنیا رو داشتن، چرا تو این فیلم ها اینقدر خل و چل و مشنگ هستن؟ یعنی اینا با این مغزشون می تونستن یک مملکت رو اداره کنن؟!
مثل قضیه عراقی ها تو فیلم هاست که همه شون یا خلن یا عربی می رقصن و یا مثل گوسفند میان جلوی گلوله ی سربازهای ایرانی! اگه عراقی ها اینقدر خر بودن، پس چرا جنگ هشت سال طول کشید و این همه شهید دادیم؟!
نمی دونن که ضعیف نشون دادن دشمن، به خودمون ضربه می زنه، نه هب دشمن…
.
من : متاسفانه دقت نکردم ببینم برکت داره یا نه ؟ همیشه میگفتن توی دهه فجر مدرسه ها تق لق میشه ولی هیچوقت در عمل اینجوری نمیشد . مدرسه ها باز بود و کلاسها برقرار و … نهایتا یه روز توی این ده روز نیم ساعت بیشتر سر صف وا میستادیم .
خب همیشه رسم بر این بوده که دشمن رو خل و چل نشون بدن . اگه همین الآن هم برنامه های ماهواره رو ببیند این رو میفهمید . توی این برنامه ها هم طوری وانمود میشه که الآن مشتی آدم خل و چل و بیسواد توی ایران دارن حکومت میکنن و اونها باید بر علیه اینها تبلیغات کنن تا در طی دو ماه پیروز بشن .
.
اکسیر : امسال صدا و سیما یه گوشه از در آرشیوش رو باز کرده بود و فیلم های مستند جدیدی از زمان انقلاب نشون داد. چیز جالبی که تو این فیلم ها به چشم میاد این بود که تمام کسانی که در تظاهرات شرکت می کردن، عامه مردم بودن. درست مثل کسانی که پارسال رای دادن و رییس جمهور انتخاب کردن. تظاهرات زمان انقلاب تنها جایی بود که روحانی ها (شیخ ها) در صحنه حضور داشتن. بعد از انقلاب خیلی آروم خودشون رو از خط مقدم و صف اول کشیدن کنار…! یه چیز خیلی جالب دیگه هم که امسال تو فیلم های جدید دیده شد این بود که عکس های دست مردم بیشتر آیت الله طالقانی و دکتر شریعتی بود. ولی تلویزیون تا امسال این صحنه ها رو نشون نمی داد. ضرغامی خیلی زیرکانه این کار رو کرد!
.
من : کار صدا و سیما تحسین بر انگیز بود . بالاخره یه روز باید تمام فیلمهای مربوط به انقلاب پخش بشه . از همه جالبتر پخش دادگاه گلسرخی بود که خیلی جالب بود . دوست داشتم شما این مورد رو جداگانه مورد بررسی قرار بدید و نظرتون رو راجعش بیان کنید . آخرش هم من یه تعریف جامع و مانع از » روحانی ها » به دست نیاورم .شما بین روحانی ها و بقیه قائل به تفکیک هستید میشه لطفا » آخوند » رو تعریف کنید ؟
.
اکسیر : یه جایی خوندم که جریان اصلی مریضی و و فوت ناصر عبداللهی، به خاطر کتک هایی بوده که از اقوام زن دومش که یه دختر پولدار تهرانی بوده، بوده! وقتی رفته بندرعباس و زن دومش رو ول کرده، خانواده ی دختره هم رفتن و تا جایی که می شده اون مرحوم رو زدن. راست و دروغش گردن اونی که گفته. برای شادی روحش یه فاتحه بخونین.
.
من : چرا تو نمیخوای دست از سر این بنده خدا برداری . خجالت نمیکشی پشت سر مرده حرف میزنی ؟ واقعا قباحت داره .
.
اکسیر : حسنی رو دیدن که چه جوری کم مونده بود بره تو بغل آقای رفسنجانی؟! داشت له له می زد از اشتیاق دیدار! چقدر آدم باید ریاکار و نون به نرخ روز خور باشه!
.
من : شما کسی رو مورد انتقاد قرار دادید که روز به روز داره پله های ترقی رو طی میکنه . احتمالا اگه از اول میدونستید که حسنی یه روز اینقدر پیشرفت میکنه هیچوقت باهاش بنای مخالفت نمیذاشتید . هنوز هم دیر نشده . اگه غرورتون رو بشکنید با یه معذرت خواهی ساده درست میشه . ( شوخی کردم )
.
اکسیر : آدم وقتی بهش فحش می دن، بر می گرده و جواب طرف رو می ده، چه برسه به «انتقاد دلسوزانه»! و اما آشنای عزیز که حدود صد خط کامنت نوشتی، جواب همه ی حرفهات حاضره. خواستم اینجا بنویسم دیدم خودش یک مطلب کامل میشه، اگه خواستی یه آدرس میل بده تا در اولین فرصت برات بفرستم.
.
من : اگه درباره عاشورا میخوای جواب بدی باید بگم که چندان علاقه ای به اینجور جوابها ندارم چون هم شبیه اینجور جوابها رو زیاد دیدم ( مگر اینکه واقعا چیز جدیدی باشه ) هم اینکه دوباره من مجبور میشم بهت جواب بدم که حوصله اینکار رو ندارم . چیز هایی رو هم که نوشتته بودم خیلی بادقت و مطالعه ننوشته بودم و میدونم که میتونی از داخلش ایراد پیدا کنی ولی اگه بخوام دوباره در جواب جوابهات چیزی بنویسم باید حساب شده تر بنویسم که بحث به درازا میکشه و آخرش هم تو به خاطر نگرشهای موجودت قانع نمیشی و وقت هر دوتامون تلف میشه و …… به خاطر همین چیزها زیاد اشتیاقی به خوندن جوابهات ندارم . ولی اگه راجع به سایر مطالب کامنتم میخوای جواب بدی خیلی مشتاق و حتی منتظر هم هستم . ولی با اینوجود راجع به عاشورا هم اگه جوابی داری بفرست شاید جالب باشه ( فقط اگه دوباره هوس کردم و جوابت رو دادم ناراحت نشو ) .این هم از آدرس ایمیل : bahonar406@yahoo.com
عماد گفت,
فوریه 23, 2007 @ 3:35 ب.ظ.
حرفاي جالبي بود ولي شما فكر نمي كنين كه اين خبر تون از ماجراي ناص عبدالهي بيشتر شبيه شايعه هاي خاله زنكي باشه؟ فعلا كه هر روز يه دليل جديد براي مرگ ناصر رو ميشه .
در مورد مسعود ده نمكي هم معتقدم اين جور آدمهااگه بيشتر قاطي آدمها بشوند براي همه بهتره . اين يارو داره يواش يواش فكر كردن رو ياد ميگيره .
در مورد فرزاد حسني هم تا حدي با شما موافقم و خوشحالم كه به جز يكي دو بار اونم نصفه نيمه برنامه اين آدم چاپلوس و لوده رو نديدم . داره پاهاش رو ميگذاره درست جاي پاي جواد خياباني!
فعلا همين
آشنا گفت,
فوریه 24, 2007 @ 7:31 ب.ظ.
سلام . کامنت زیر رو ورودی 85 برای من فرستاده . هم برای تقدیر از تواضع ایشون و هم برای روحیه دادن به شما تصمیم گرفتم اون رو اینجا کپی کنم .
نه من از شما ياد گرفتم .
قبلا پراکنده کامنت می ذاشتم .حتی ده بيست تا نقطه می ذاشتم تا اينکه اکسير اعتراض کرد که اين نقطه ها چيه می ذارين تو کامنتتون ! من هم يه مدت قهر کردم . بعد دوباره خودم دوست شدم!
البته من قصد ندارم هم سطح یا مثل اکسیر بنویسم .
مام برای خودمون حرفهایی داریم که دوست داریم بزنیم . اگه نزنیم می ترکیم !
البته من بار اول از اکسیر بود که با وبلاگ نوشتن اشنا شدم اینو تو پست اولم هم نوشتم و ارادتم به اکسیر جان سر جاشه . منظورم اینه که من با خودم قابل مقایسه ام نه با اکسیر که اوستای ماست
Anonymous گفت,
مارس 7, 2007 @ 5:33 ق.ظ.
Bahman hastam… Chan vakhtiye (!) ke in post ro khondam va mikhastam begam eshkali to kar e Tarrah e Serial e baghe Mozaffar naboode chon to in mamlekat be har chi bekhay gir bedi bayad ghadimi bashe va rah e digeyee ham nist … amma khob oon dastmal o oon shakhSiat ziad ham az ham door naboodan. chera ke na? kholase ke man az bagh e Mozaffar defa mikonam! albatte tamayolat e gheir e mazhabie man ham too in nazaram moAssere vali be har hal hezar dalil daram ke in kar 2rost boode va mohemtarinesh be chalesh keshidanfekraye poosideye Baaaaziyas … va mazHab ham ke nemishe behesh gir dad mage ba signal hayee be bazi filmaye maroof … Gereftin hala?!!?
marjan گفت,
مارس 19, 2007 @ 9:40 ق.ظ.
bebin ghabul nist Dge ….
man hey Byam webeto beBnam barat nazar bezaram to nayay
duset daram
bye.
پیوند گفت,
مارس 19, 2007 @ 3:52 ب.ظ.
سلام اکسیر خان.پیشاپیش عیدتون مبارک.من نمی تونستم بعد عید تبریک بگم چون دارم می رم مسافرت.ایشاالله هزار سال در کنار کیمیا خاتون نوروز داشته باشین.راستی الان یادم افتاد که امسال اولین نوروز مشترکتونه. خوش بگذره دو نفری!